محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1418

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كجاست ؟ » گفته بودند : « بگو پيمبر خدا » گفته بود : « نه تا او را ببينم » و چون پيش او رفته بود گفته بود : « تو مسيلمه اى ؟ » گفته بود : « آرى » گفته بود : « كى پيش تو مىآيد ؟ » گفته بود : « رحمان » گفته بود : « در نور مىآيد يا در ظلمت ؟ » گفته بود : « در ظلمت » گفته بود : « شهادت مىدهم كه تو دروغگويى و محمد راستگو است ، اما دروغگوى ربيعه را از راستگوى مضر بيشتر دوست داريم » . گويد : « پدرم در جنگ عقربا با مسيلمه كشته شد . » كلبى نيز اين روايت را آورده ولى عبارت آخر چنين است كه دروغگوى ربيعه را از راستگوى مضر بيشتر دوست دارم . عبيد بن عمير گويد : وقتى مسيلمه از نزديك شدن خالد خبر يافت در عقربا اردو زد و مردم را به يارى طلبيد ، و كسان سوى او مىرفتند . مجاعة بن مراره با جماعتى برون شد تا از بنى عامر و بنى تميم انتقام بگيرد كه بيم داشت فرصت از دست برود ، انتقامى كه از بنى عامر مىخواستند مربوط به خوله دختر جعفر بود كه پيش آنها بود و نگذاشتند او را ببينند . انتقام وى از بنى تميم نيز به سبب شتران وى بود كه گرفته بودند . خالد بن وليد شرحبيل بن حسنه را به كار گرفت و سالارى مقدمه را به خالد بن فلان مخزومى داد و زيد و ابو حذيفه را برد و پهلوى سپاه گماشت . مسيلمه نيز دو پهلوى سپاه خويش را به محكم و رجال سپرد .